پشت پرده - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 11:48
در این گزارش به بررسی کامل «» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. شاید بعضی وقتا اومدیم پست بذاریمتا ه...
ماجرای خداحافظی ترکید - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 11:48
خداحافظی ترکید در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «خداحافظی ترکید» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ای بابا م...
آنچه باید درباره ***** بدانید - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 11:48
موضوع «*****» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خب نمیدونم کی میخونیم این ...
- تاریخ: 1401/10/10 ساعت: 17:21
[unable to retrieve full-text content]نه عمرش به پایان نرسیده شاید بعضی وقتا اومدیم پست بذاریم تا هر وقت ما هستیم وبلاگم هست ماری اگع حال داری بیا از یاسی بگو در چه حاله؟
خداحافظی - تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 0:13
سلام و درود... فکر کنم این وبلاگ دیگه به آخر عمرش رسیده... به پایان آمدیم دفتررفاقت همچنان باقیست... xa0 به امید خنده
***** - تاریخ: 1396/8/29 ساعت: 10:10
منم نظرم همینه رضا. دیگه تا جایی که میشد زنده نگهش داشتیم اما فکر کنم دیگه نمیشه. به هر حال این وبلاگ و نوشته هامون همیشه همین جا خواهد موند. شاید سالی یه بار یکی هوس کنه و سری بزنهxa0 +xa0نوشته شده در xa0شنبه ۱۳۹۶/۰۸/۱۳ساعتxa022:49&nbsp توسطxa0مریمxa0 |xa0
خداحافظی ترکید - تاریخ: 1396/8/29 ساعت: 10:10
سلام سلام سلام!! ای بابا من کلی خلاقیت به خرج دادم اون بیت رو نوشتم حسن ختام بشه نشد که! به پایان آمدیم دفتر حکایت و کردم رفاقت!!!!! ولی میبینم که هنوز هستیم!!! و فقطم ما سه تاییم!!!! من که از خدامه باشه اینجاو گاهی بیام سری بزنم! با ای
آرشیو - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 16:55
[unable to retrieve full-text content]یه عکس از آرشیو وبلاگ! شیش سال شد !
********* - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 16:55
سلام بر ساناز عزیز و رضا اگر هنوز این جا سر میزنینxa0 ماه رمضون شما هم مبارک. البته من که روزه نمیگیرم. اما ساناز به احتمال زیاد میگیره. درسته؟ رضا تو چطور؟ بعید میدونم! آره به امامی عزیز پیام دادم. البته روز آخر هفته ی معلم! ینی هر روز میخواستم پیام بدم هی یادم میرفت یا دنبال پیام قشنگ بودم آخرش دی...
****** - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 23:12
به به ساناز جان چه پست پرباری!xa0xa0 من همونطور که رضا هم گفت یه سری تو نیشابور با معصومه مرادیان و فهیمه و رضا و حسن رفتم یه مسجدی و حلیم خوردیم. خیلی چسبید. یادمه توی راه برگشت کنار خیابون برف بود و هوا بدجور سرد بود. آخرای ترم بود و همه رفته بودن خونه هاشون و فهیمه هم همون روز عصر میخواست بره. بع...
رژه دلاورمردان ارتش! - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:47
دل بدین ما رو! یکی از بچه ها میگفت خیلی قضیه رو جدی گرفتیم!
******* - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:41
آره منم اتفاقا دقیقا به ترم شیش فکر میکردم. به اینکه بعد از یه مدتی وقتی میرفتیم مغازه ی عزیز بستنی بخوریم من اگه مصطفی اینا رو تو خیابون میدیدم اصلا حتی سلام هم نمیکردم. یه طورایی انگار اصلا همو نمیشناسیم! اصلا یهو ازش بدم اومدxa0 و در مورد عروسمون (اسمش فاطمه اس). آره مامان و بابام خیلی دوسش دارن....
یاالله - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:41
سلام سلام سلاممممم دوستای گل من... چطورایین؟ کجایین نیستین؟! گرفتارین حسابی فکر کنم...امید که هرجا هستین هر چه میکنین خوب و شاد باشین... همین الان تازه از پادگان رسیدم. یه هفته خسته کننده داشتیم. امیر اومد مراسم صبحگاه گفت باید هممون واسه مراسم رژه روز ارتش (31 شهریور ) داخل شهر سمنان آماده باشیم وا...
**** - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:41
سلام بر رضا و ساناز عزیز رضا جالبه این چیزایی رو که میگی رضای ما هم داشت. اونا هم باید یه رژه توی شهر میرفتن نمیدونم به چه مناسبتی بود. رضا میگفت خیلی سخت بوده. مثلا میگفتن حتما باید پاها 90 درجه بالا بیاد و خب خیلی ها نمیتونستن بعد تنبیه میشدن. رضا میگه همیشه موقع رژه آمبولانس کنار وایمیساد که اگه ...